حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
327
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
ببعد روميان كه از اواسط عهد اشكانى همواره در ارمنستان اعمال نفوذ ميكردند و با وجود مجاهدات پادشاهان اشكانى و ساسانى و مسلمين هنوز دست تسلّط و چشم طمع ايشان از اين ناحيه برداشته نشده بود ديگر روى اين بلاد را نديدند بلكه پس از اين واقعه نواحى آسياى صغير هم بتدريج از كف ايشان بدررفت و تمدّن يونانى و آداب عيسوى كه بپشتىبانى امپراطوران قسطنطنيّه تا حدود ارّان و آذربايجان دامنهء نفوذ و راه رسوخ داشت با فتح ملازگرد و شروع استيلاى تركان سلجوقى شروع بزوال كرد و تمدّن و آداب اسلامى و زبان فارسى متدرجا جاى آنها را گرفت . قتل الب ارسلان در دهم ربيع الاول 465 طمغاج خان ابراهيم پادشاه توران در اواخر عمر سلطنت را بپسر خويش شمس الملك نصر واگذاشت و چون او بسال 460 وفات يافت شمس الملك مستقلّ گرديد و با سلاجقه از در عصيان درآمد . در ابتداى سال 465 الب ارسلان براى سركوبى شمس الملك با 200000 سپاهى از جيحون گذشت . در صبح ششم ربيع الاوّل 465 قلعهبان يكى از قلاع را كه يوسف خوارزمى نام داشت و مصدر تقصيرى شده بود دست بسته پيش سلطان آوردند . چون يوسف با سلطان درشتى كرد الب ارسلان بنگاهبانان گفت كه او را رها كنند تا خود بتير هلاكش سازد . تير سلطان خطا كرد و يوسف با كاردى كه همراه داشت زخمى كارى بر الب ارسلان زد و چهار روز بعد سلطان از آن زخم مرد و نعش او را در مرو به خاك سپردند . مدّت سلطنت او نه سال و نيم بود و در تمام اين مدّت وزارت او را خواجه نظام الملك طوسى داشت و الب ارسلان با وجود سعايتى كه غالبا مدّعيان از خواجه ميكردند هيچگاه از او صرفنظر نكرد و همواره برأى و كفايت دستور كاردان خويش ميرفت .